Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آوریل 2017

حالا من و تو ممکن است باز میانه‌مان با هم خوب شود. ولی دست‌بردار نخواهم بود. نمی‌خواهم رفیق نیمه‌راه باشم برای بقیه بندگان‌ات. ما همه مستحق بخشش توییم، خوب یا بد، پارسا یا گردنکش.
تمامش کن. داوری را کنار بگذار. آغوش‌ت را باز کن تا بال دربیاوریم و همه سوی تو آییم. این آخرین فرصت توست، و آخرین امید ما.

نوشته شده در روز یکشنبه عید پاک. 27 فروردین 1396، برابر با 16 آپریل 2017.

Advertisements

Read Full Post »

«آن نفسی که با خودی، یار کناره می کند».
کافی است. می‌دانی که همین طوری هم پرونده اتهاماتت سنگین است؛ از آفرینش گرفته تا آن شوخی‌های بی‌ملاحظه ات با بندگان. لااقل کناره نگیر.

Read Full Post »

خودت می دانی این کفرگویی های من مثال دست و پا زدنی است شاید راهی به رهایی بیابم. راهی که پیشتر ها انگار حاضر و آماده جلوی پایم بود ولی بعد کم کم در مه آلودگی دنیا- دنیایی که مسئولیت آفرینشش با توست- گم شد.
یعنی می آید آن روزی که اگر خواستم این نوشته را بنویسم جمله معترضه اش را با آسودگی خاطر حذف کنم؟ تکرار مکررات برای چه؟ … «هین سخن تازه بگو» تا «طرحی نو دراندازیم». بگو، گوش می کنم.

Read Full Post »

مومنان اغلب آرزو می کنند زمان مرگشان در پایان یکی از دوره های توبه باشد، تا پاک و سبکبار سوی تو آیند.
مرگ من را هم زمانی بعد از اینکه یکی از این نیایش های کافری از ذهن و دلم گذشت رقم بزن. لزومن سبکبار-از بار گناه و آلودگی- نخواهم بود اما حداقل آماده و حاضریراق برای به چالش کشیدن تو در پیشگاه ات. از قدیم گفته اند بهترین دفاع حمله ست!
مثل نور گذرای شهاب سنگی می آیی و می روی؛ لابد انتظار هم داری چله نشین ات شوم تا ظهور بعدی؟ یا غیبت ات را توضیح بده یا انتظار چله نشینی نداشته باش. انسانم و فراموش‌کار، و یادآوری می کنم؛ آفریده‌ی خودت.
«ببخش». یک کلمه. توضیح نمی دهم. اگر معنی اش نمی دانی یعنی قادر به انجامش هم نیستی. در آن صورت فراموش کن؛ مثلِ منِ فراموش‌کار.

Read Full Post »