Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اوت 2016


نمی شود ننوشت. هر چقدر هم سعی کنی بی قضاوت به مشاهده بنشینی، یک مواقعی هست که دوست داری حرف بزنی از تجربه ایران آمدن ت. اگر ساکن خارج از کشور هستی وقتی برای تعطیلات می آیی اینجا که متعلق به من و شماست، احتمالن روزهای اول را به ارزیابی دوباره اش می گذرانی بی آنکه خودت بخواهی.

ولی شاید بعد از گذشت سالها و تکرار شدن پیاپی این رفت و آمد ها؛ از شدت این ارزیابی هایت بکاهی. از شدت مقایسه ها و تحلیل ها -از جامعه و رفتار مردم گرفته تا وضع حکمرانی و آبادانی. وقتی مجموع سالهایی که خارج از ایران زندگی کرده ای را حساب می کنی و می بینی کسر بزرگی، مثلن نیمی از کل عمرت می شود؛ شاید آن موقع وقت «کنار نشستن و تماشا کردن» فرا رسیده است. یا شاید از اول هم راه صواب همین بوده و فقط لازم بوده کمی سن ات بالا برود، تجربه ات زیاد شود و ببینی چه قدر از این تحلیل ها و حرف ها خطا هستند و چه قدر دیگرشان تکرار مکررات و از اساس بی فایده – و لذا اتلاف وقت و انرژی. این تجربه را که از سر بگذرانی، شاید متواضع تر شوی و کمتر بی رحمانه سوژه هایت را مورد قضاوت و مقایسه و مداقه قرار دهی. هم برای خودت خوب است هم برای سوژه های بینوایت. و البته که بیش از همه برای خودت خوب است. سوژه هایت که به هر حال بیرون ذهن تو حیات عادی شان را داشته اند و دارند.

فعلن کنار نشسته ام و تماشا می کنم ایرانِ تابستانِ 95 را.

DSC_0660

عکس را در باغ نگارستان گرفته ام. از بناهای قصر زمان قاجاریه اش چیزی نمانده. کاش دویست سال بعد هم این ساختمان کنونی موزه و هم پیام تساهل و تسامح شعری که بر سردرش نوشته، مانده باشد برای نسل های آینده.

Read Full Post »