Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2016

کار و بار. زندگی. مشغله. دغدغه.

این شعر سعدی را یادتان هست؟ «عمر گرانمایه درین صرف شد/ تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا». توی کتاب فارسی یک سالی داشتیم اش. شعر به مفهوم قناعت اشاره می کرد و این که اگر قانع نباشی عمرت را به نگرانی اینکه چه بخوری و چه بپوشی می گذرانی. حالا ما که دغدغه نان را به آن شکل نداریم ولی مشغله کار و مشغله های زندگی روزمره را داریم، که در بطن و بنیان اش مثل همان دغدغه نان است. عمر گرانمایه به این دغدغه ها و مشغله ها می گذرد اگر حواسمان نباشد.

باید حواسم باشد که غرق مشغله و دغدغه نشوم. «حواسم باشد» یعنی چی دقیقن؟ ربطی به قناعت سعدی ندارد. مثلن یکی اینکه روحیه طنز و شوخی و تساهل را از دست ندهم، و قدردان زیبایی های حتی ساده اطرافم باشم. دیروز یک دختربچه 2-3 ساله توی اتوبوس، یکی از این درشکه های اسب که توی قسمت توریستی مرکزشهر هستند را به مادربزرگش نشان داد و فریاد زد «ببین! درشکه!». با چنان شور و شوقی فریاد زد که انگار تا بحال چنین چیزی ندیده بود، و مطمئنم که دیده بود. ولی دختربچه عاقل تر از من بود از این جهت که حواسش بود از زیبایی های ساده زندگی لذت ببرد.

8136ea698a9f54c7e42e5473f393d256

Advertisements

Read Full Post »