Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for دسامبر 2014

این چند روز در گشت و گذارهایمان کلی شعر خواندم برای رفقا. از حافظ و مولانا و سعدی و تک و توک هم شعر نو یا کهن از شعرای دیگر. ولی شوربختانه دیدم حافظه ام مثل قبل تر ها (زمان دبیرستان) نیست. همین الان هم شعرهایی که در راهنمایی و دبیرستان یادگرفته ام به خاطر دارم ولی بعضی از آنهایی را که دو سال پیش حفظ کرده ام و دیگر نخوانده ام را به یاد نمی آورم.
نمی دانم دقیقن جزئیات این پدیده ضعیف شدن حافظه چیست ولی امیدوارم برگشت پذیر باشد و دوباره به روزهای اوج برگردم که ظرف کمتر از ده دقیقه غزل هفت-هشت بیتی را حفظ می کردم و می رفتم پای تخته تحویل معلم ادبیات می دادم.

پی نوشت: از امروز نسخه ی انگلیسی وبلاگم را هم راه انداختم و امیدوارم تویش بنویسم. ترجیح دادم اسمش به هویج شبیه باشد و جالب اینکه هویج اصلن اسم مورد علاقه ام برای اینجا نیست. صرفن برای آن نوشته هایی که برچسب هویج دارند خوب است که در ابتدا تنها نوع نوشته های اینجا بودند.

Advertisements

Read Full Post »

خدایا هنوز هم «توی کف ات هستم»، یعنی از تو در حیرتم. گاهی هرچه بیشتر فکر می کنم، کمتر می شناسم ات. و احساس می کنم از این «توی کف بودنم» لذت خدایانه می بری.
بس نیست؟

Read Full Post »

لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی

«پروردگارا من به آن خیری که تو بر من نازل کنی فقیر و نیازمندم.»
از زبان موسی در قرآن
—–

حیف که رویم نمی شود به خودت بگویم چقدر تحت تاثیرت قرار می گیرم وقتی می بینم در اوج موفقیت و بی نیازی و لابد غرور، باز هم خودت را همچنان در موضع فقر نسبت به خدا قرار می دهی و صدایت می لرزد وقتی بهم می گویی «نزدیک اربعین است دعا کن این کارم هم اگر خیره جور بشه…».

Read Full Post »

ما رندیم و خراباتی و سرخوشیم و مستیم / پوشیده چه گوئیم، همینیم که هستیم

*
وسط کارهای روزمره، اول دغدغه های کوچک، بعد غم و همدردی های عمیق، و یک لحظه یاد چیزها/کسانی که نسبت بهشان passion داری بیافتی و برای چند ثانیه ای این شعر را وصف حال بیابی.
(شاید این جور زندگی ای هم ارزش زیستن داشته باشد، ولو به خاطر همین ثانیه های معدود)

Read Full Post »