Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس 2014

گمانِ «نبودن» تو چه هراسناک است

مصایب همچنان بر سر بشر فرو می ریزند.
برهان شر همچنان قربانی می گیرد.

پی نوشت: درسی مهم برای زندگی شخصی ام: دینداری و تداوم تجربه دینی را باید جدی بگیرم، مگر از دل این تجربه ها شهود و ادراک درونی راهی به حقیقت آرامش‌بخش باز کند. وگرنه، در غیاب این دینداری و با سهل انگاشتن مناسک، شهود هم به خواب می رود و میدان را می سپارد به عقل ویرانگرِ لجام گسیخته تا جسارت یابد و همه چیز را بی رحمانه «حلاّجی» کند.

حسن ختام، همچنان از خیام: ره زین شب تاریک نبردند برون / گفتند فسانه ای و در خواب شدند

 

 

Read Full Post »

ایستگاه بعد: میانسالی

آن قدری که از آمدن میانسالی می ترسم، از مرگ نمی ترسم. در نگاه پر از ترس و نگرانی ام، اولی یعنی از دست دادن شور و آرمانگرایی و تسلیم ناگریز یا فراموشی ناخواسته در مقابل سیل بی رحم و پر زور زندگی روزمره. اما دومی یعنی افتادن توی چاه تاریکی که آن طرفش لابد روشنی است.

یک میانسال بیاید من را دلداری بدهد، بگوید میانسالی آن‌قدر ها هم که می گویند بد نیست. هرچند احتمالن حرفش را باور نمی کنم و توی دلم می گوید دارد خودش را گول می زند.

 

Read Full Post »

*

می گویند «ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد».
چه حرف هایی که در این وبلاگ «نگفته» باقی گذاشته ام.
چه پرتگاههای مهیبی که درونشان نیافتاده ام و باز معجزه آسا بیرون نیامده ام.
چه حرفهای طنین یافته در عمق جانی که هیچگاه زبان نتوانست صورت کلمه بهشان بدهد. نارسایی و قصور زبان چقدر در تشدید تنهایی آدم موثر است!
نمی دانم کجا می روم. راستی به کجا می روم؟
فکر می کنم این دنیا و زندگی همه ی صفات ای که ذهن بشر می تواند درک کند را یک‌جا دارد: خوب، بد، زیبا، زشت …
من هیچ از دنیا نفهمیدم. هیچ
«جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است» ؟

Read Full Post »