Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر 2012

*

تقلای همیشگی برای اینکه به روزمرگی نیفتی. شاید یک تعریفی از جوانی همین باشد. تا وقتی این تقلا را ادامه می دهی، جوان هستی.

اواخر ماه سپتامبر است. شمارنده کنار وبلاگم می گوید در سه ماه گذشته کمترین میزان ارسال را داشته ام. آیا معنی اش این است که به روزمرگی دچار بودم؟ … یک گزاره ی درست این است که «موقعی که مرتب می نویسم و روزنه های ذهنم باز است، یعنی از روزمرگی به دورم». اما نقیض اش لزومن درست نیست، اینکه » زمانی که نمی نویسم معنی اش آن است که به روزمرگی دچارم». نه، همیشه این طور نبوده. اگر این سه ماه با تحرک (هم ذهنی و هم فیزیکی) همراه بوده، لابد حرف تازه برای نوشتن هم تولید کرده. حالا شاید عادت نوشتن که برگشت، و فکرها که توی سرم کمی خیس خورد و آماده شد، شروع کردم یک چیزهایی نوشتم. 

اسم این ارسالم را باید بگذارم «مانیفست زنده و جوان بودن». هان؟

Read Full Post »