خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘عمومی’

ما کمی زود به دنیا آمدیم

حدود پانصد سال پیش، در سال 1492، سپاه «فردیناند» و «ایزابل ِکاتولیک»، شاه و ملکه اسپانیای آن زمان، حکومت مسلمان‌ها را که برای هفت قرن در جنوب اسپانیا برقرار بود سرنگون کردند. در سویل (سه‌ویا) بزرگترین کلیسای آن زمان را بر مخروبه ی مسجد شهر بنا کردند. ایزابل دستور داد باید گوشت خوک در همه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

ایوان مدائن را …

این گزارش را باید با تامل خواند… کمتر از ۱۹ سال بعد ، صحنه اعدام و تحقیر صدام حسین را میلیون‌ها نفر دیدند. . بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟ -خیّام

نوشته را کامل بخوانید »

از حدود سه سال پیش که آمده ام اینجا 8 بار خانه عوض کرده ام و از این حیث بین تمام کسانی که می شناسم رکورد دارم! در مجموع هم از همه ی خانه ها و لوازم شان و صاحبخانه ها کم و بیش راضی بوده ام. شاید راضی بودنم به این خاطر است که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

متروی سه‌ویا واگن هایی دارد با ردیف صندلی های روبه روی هم، چهار تا صندلی یک ردیف و چهار تای دیگر با فاصله‌ی کم روبرویشان. (همین ها که در عکس می بینید). هر ردیف انگار بخشی از یک نیم دایره را تشکیل داده، بنابراین کل داستان بسیار شبیه نشستن در جکوزی است. که دست های [...]

نوشته را کامل بخوانید »

مراسم بزرگداشت عزت الله و هاله سحابی در مادرید، مراسم کوچک و غریبانه ای بود. همه ی سعی مان را کرده بودیم که مراسم خوب برگزار شود. خوب هم برگزار شد. اما نه در حد بزرگی آن دو نفر، در حد غربت خودمان. کاملاً پیدا بود ما هایی که آنجا جمع شده بودیم دنبال چیزی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

یانکی به خانه ات برگرد

خاطره ای از یکی از آشناهایمان یادم مانده که می گفت امریکا مهد دموکراسی است و از زمان انقلاب 57 تعریف می کرد که در امریکا دانشجوی مبارز و عضو انجمن اسلامی بوده. می گفت جلوی کاخ سفید جمع شده بودند و شعار می دادند «yankee go home»! اگر درست یادم مانده باشد در اعتراض [...]

نوشته را کامل بخوانید »

این پست های اخیر را که می خواندم وبلاگم به نظرم خیلی خسته کننده و حوصله-سر-بر(!) آمد. واقعاً دم اونهایی که این مدت مشتری ثابت اینجا بودند گرم؛ چه حوصله ای داشته اند حالا از این به بعد سعی می کنم یک سری حرکات ژانگولری توی وبلاگم انجام بدم که خواننده عزیز حوصله اش سر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

بچه که بودم لحظه ی تحویل سال برایم خیلی خاص و مهم بود. جادویی بود. چند دقیقه قبلش ضربان قلبم تند می شد و بی صبرانه منتظر تحویل سال بودم. حتی آدم های پا به سن گذاشته ای را می شناسم که هنوز هم این چنین اند. الان اما لحظه ی تحویل سال برایم مثل [...]

نوشته را کامل بخوانید »

خواستم بگم دلم برایت سوخت رفیق! تو یک پسر بچه ی 10-12 ساله افغان بودی. حالا دیگر نیستی. یک هلی کوپتر نظامی ناتو، وقتی که مشغول هیزم جمع کردن بودی اشتباهاً به تو شلیک کرده. فکر کرده از آن شورشی های خرابکار هستی. گلوله بدنت را سوراخ کرده. و تو رفتی. همین. * «آستین»، یک [...]

نوشته را کامل بخوانید »

یک روزنامه دیروز اسپانیا نوشته بود «اعتراضات در جهان عرب به کشورهای دیگری از جمله ایران و بحرین کشیده شد.»… خیلی به ندرت می شود کسی را در این مملکت پیدا کرد که بداند ایرانی ها عرب نیستند… با این حال من یکی که برایم مهم نیست. چون ملّی گرا از نوع ایرانی-برتر بین نیستم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

برگی از تاریخ

در آن سالها معترضان با فریادهای شبانه الله اکبر خواستار برقراری حکومت سکولار شدند.

نوشته را کامل بخوانید »

بدرود فرمانده

درباره ی چه گوارا که می خوانم سعی می کنم بی طرف باشم. فقط ناظر. آن خانم احتمالاً اشرافی کوبایی را یادم می آید که چه گوارا را تروریست می دانست. می گفت موقعی که برای سرنگون کردن حکومت باتیستا در دهه 50 مبارزه می کردند؛ بمب می گذاشتند و آدم ها را می کشتند. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

پیشاپیش معذرت اگر این پست برای کسی ناخوشایند بود قبلاً (+)هم گفته بودم چقدر از صفحه اول یاهوی اسپانیایی بدم می آید. اما امروز رسماً من رو به مرز جنون رسوند. تیتر و مطلب اصلی ش درباره اینه که شکیرا داشته توی بارسلونا از یه پله ای بالا می رفته،  خط باسن ش از پشت [...]

نوشته را کامل بخوانید »

وردپرس خر است

الان فهمیدم برای آپلود ویدئو در وبلاگ، وردپرس سالی 60 دلار پول می خواهد! در حالی که بلاگ اسپات بیچاره این سرویس را مجانی می دهد و تازه ما کلّی هم می زدیم توی سرش که چرا فونت فارسی را خوب نمایش نمی دهد و … تازه وردپرس زبل بازی دیگری هم درآورده. این همه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

توی این شلوغ پلوغی خسته کننده ی اخبار روز ایران و بقیه جاهای دنیا، سیل پاکستان و درد و رنج مردم آواره از نظر ها پنهان مونده و کسی هم عین خیالش نیست که 14 میلیون سیل زده در سخت ترین شرایط چشم به راه کمک هستند. اگر کردیت کارت دارید و مایل به کمک [...]

نوشته را کامل بخوانید »

روزی که ماند در یاد

دیشب اسپانیا قهرمان جهان شد. ما رفتیم هوا. توی خیابانهای شهر رفتیم هوا. وقتی که همراه غریبه ها سرود قهرمانی می خواندم، به اینجا که می رسیدم «… من اسپانیایی م، من اسپانیایی م؛ … » هیچ عارم هم نبود که چرت می گویم. احساس غرور هم می کردم از پیروزی کشوری که من فقط [...]

نوشته را کامل بخوانید »

یکی دو سال پیش دوستی لینک مقاله ای از دکتر ملکیان – روشن فکر اخلاق گرا- برایم فرستاد که روی وبلاگی در بلاگفا بود. امروز یاد آن مقاله افتادم، بعد از کلی جست و جو در آرشیو ایمیل ام پیدایش کردم. کلیک کردم و این پیغام ظاهر شد: این وبلاگ به یکی از دلایل زیر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

«منبع: اینترنت» طرف واقعاً نمی فهمد این کار اسمش ارجاع دادن نیست؟ مثل این است که من یک مقاله بنویسم و آخرش اضافه کنم «منبع: کتابخانه؛ ژورنال»

نوشته را کامل بخوانید »

این صفحهٔ اصلی‌ یاهو ی اسپانیایی را هر موقع باز می‌کنم احساس می‌کنم دارد به شعورم توهین می‌کند. همه ‌اش مطالب و تیتر‌های زرد. آخر به من چه که فلان سلبریتی خورده زمین و عکس خشتکش را گرفته اید به ملت نشان بدهید. به من چه که فلان خواننده دلش خواسته جلوی دوربین شما لخت [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.