- خب، هویج جان، شما یه کم از خودت برامون بگو – برای آشنایی بیشتر با افکار و شخصیت بنده، لطفن به وبلاگم به آدرس دبلیو دبلیو… [در جواب پدر عروس. جلسه ی خواستگاری. مثلن]
بایگانیِ فوریه 2012
خب سوال بعدی
ارسالشده در هویج در فوریه 23, 2012 | بیان دیدگاه »
مولانا، از بلخ تا کلمبیا!
ارسالشده در خب دیگه چه خبر در فوریه 19, 2012 | 2 دیدگاه »
یک دوست کلمبیایی دارم که پریروز نوشته ی کوتاه زیر را درباره اش نوشتم و گذاشتم که بعدتر ارسال کنم. یک دوست خارجی ام زیر نوشته ی فیس بوکی دوست دیگری که درباره مرگ ویتنی هیوستون است چیزی نوشته که انگلیسی اش می شود مثلاً «what a big loss!» و با ده-بیست تا علامت تجعب [...]
ارسالشده در مسئلهای به نام زندگی در فوریه 16, 2012 | بیان دیدگاه »
زندگی با به دنیا آمدن آدمها شروع نمیشود، اگر چنین بود هر روز غنیمتی بود. زندگی خیلی بعد شروع میشود، و گاهی هم خیلی دیر. تازه اگر حرف آن زندگیهایی را نزنیم که شروع نشده تمام می شود… - ژوزه ساراماگو “Life begins at the end of your comfort zone.” Neale Donald [...]
ارسالشده در پرش های ذهن در فوریه 15, 2012 | بیان دیدگاه »
داروی ضد روزمرّگی.
از جنگ می ترسانی ام؟
ارسالشده در آاای صغرا خانوم جون در فوریه 9, 2012 | ۱ دیدگاه »
«اوه اوه ایران!». خانم میانسال اسپانیایی –منشی بیمارستان- تا نوشته ی روی کارت اقامتم را دید این جمله از دهانش پرید بیرون. با این که به برونگرایی ِ گاه افراطی و «جیغ جیغو» بودن خانم ها و مردم اینجا عادت کرده ام باز واکنش اش به نظرم کمی عجیب بود. بعد خواست سر صحبت را [...]
رهایی از بند ملیت
ارسالشده در فیگور روشنفکری جلو آینه باشگاه بدنسازی, پرش های ذهن در فوریه 3, 2012 | بیان دیدگاه »
گفته بودم باید بنویسم وسط های دیدن فیلم «بانوی آهنین» چی در سرم می گذشت. فیلم روایت زندگی مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن بریتانیاست که در دهه هشتاد میلادی این سمت را بر عهده داشت. مریل استریپ به خاطر بازی در این نقش نامزد دریافت اسکار شده است. در فیلم هایی که حول یک [...]
دَنگ
ارسالشده در مسئلهای به نام زندگی, پرش های ذهن در فوریه 1, 2012 | بیان دیدگاه »
* …فقط خداوند و خود من آن چه را که در قلبم می گذرد می دانیم. دوست دارم سینه ام را بشکافم، قلبم را بیرون بکشم و در دستانم بگیرم تا همه بتوانند ببینند. زیرا کسی که خود را برای خویشتن آشکار کند، آرزو دارد دیگران هم درکش کنند. همه ی ما آرزوی دیدن نوری [...]