خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ فوریه 2012

خب سوال بعدی

- خب، هویج جان، شما یه کم از خودت برامون بگو – برای آشنایی بیشتر با افکار و شخصیت بنده، لطفن به وبلاگم به آدرس دبلیو دبلیو… [در جواب پدر عروس. جلسه ی خواستگاری. مثلن]

نوشته را کامل بخوانید »

یک دوست کلمبیایی دارم که پریروز نوشته ی کوتاه زیر را درباره اش نوشتم و گذاشتم که بعدتر ارسال کنم. یک دوست خارجی ام زیر نوشته ی فیس بوکی دوست دیگری که درباره مرگ ویتنی هیوستون است چیزی نوشته که انگلیسی اش می شود مثلاً «what a big loss!» و با ده-بیست تا علامت تجعب [...]

نوشته را کامل بخوانید »

زندگی با به دنیا آمدن آدمها شروع نمیشود، اگر چنین بود هر روز غنیمتی بود. زندگی خیلی بعد شروع میشود، و گاهی هم خیلی دیر. تازه اگر حرف آن زندگیهایی را نزنیم که شروع نشده تمام می شود…  - ژوزه ساراماگو       “Life begins at the end of your comfort zone.” Neale Donald [...]

نوشته را کامل بخوانید »

داروی ضد روزمرّگی.

نوشته را کامل بخوانید »

«اوه اوه ایران!». خانم میانسال اسپانیایی –منشی بیمارستان- تا نوشته ی روی کارت اقامتم را دید این جمله از دهانش پرید بیرون. با این که به برونگرایی ِ گاه افراطی و «جیغ جیغو» بودن خانم ها و مردم اینجا عادت کرده ام باز واکنش اش به نظرم کمی عجیب بود. بعد خواست سر صحبت را [...]

نوشته را کامل بخوانید »

گفته بودم باید بنویسم وسط های دیدن فیلم «بانوی آهنین» چی در سرم می گذشت. فیلم روایت زندگی مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن بریتانیاست که در دهه هشتاد میلادی این سمت را بر عهده داشت. مریل استریپ به خاطر بازی در این نقش نامزد دریافت اسکار شده است. در فیلم هایی که حول یک [...]

نوشته را کامل بخوانید »

* …فقط خداوند و خود من آن چه را که در قلبم می گذرد می دانیم. دوست دارم سینه ام را بشکافم، قلبم را بیرون بکشم و در دستانم بگیرم تا همه بتوانند ببینند. زیرا کسی که خود را برای خویشتن آشکار کند، آرزو دارد دیگران هم درکش کنند. همه ی ما آرزوی دیدن نوری [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.