اصلن تو ی نامجو میفهمی وقتی میخونی «یار یارُم بیا» با دل یک آدم ساده دلی مثل من چیکار می کنی؟ اصلن به عواقب کارهات فکر کردی؟ همینطوری برای خودت میخونی و میری؟ حاجی حاجی مکّه؟ اون باباطاهر عریان هم همدستته. با هم توطئه کردین که جَوون هایی مثل من روعاشق و بیچاره کنید. بی مروّت حداقل قبل از آهنگ ت یه هشدار بگذار که مثلاً: «این آهنگ شامل مواد به شدّت عاشق کننده است» یا «برای گوش دادن در نیمه های شب مناسب نیست» ، «با مسئولیت خودتان مصرف کنید». تو با اون صدای محزون ات؛ و اون باباطاهر هم از اون طرف هی تصویر سازی میکنه که «دو زلفونت بوَد تار ربابُم». شماها ما رو به این حال و روز کشوندید. ببینم؛ باباطاهر اصلن میفهمیده درس و مشق و عقل و مقاله و تز و پروپوزال یعنی چی؟ اون که همهش کنار آب و پای بید مینشسته و طبع شعرش برای یار خوش اش گل می کرده. فردا استاد گفت فلانی چرا مقاله ت رو نفرستادی بگم چی؟ بگم آخه باباطاهر صدها سال پیش یه چیزی گفته؟
ولش کن. این حرفها به جایی نمی رسه. بذار صدای آهنگُ زیاد کنم اینجاش قشنگه: «نسیمی کز بن آن کاکل آیه/ مرا خوشتر ز بوی سنبل آیه // چو شو گیرُم خیالش را در آغوش / سحر از بسترُم بوی گل آیه».